خرید بک لینک
من باب ارتحالیدیِ خودمون که امسال افتاد رو 15 16 خرداد و هدر رفت، عرض کنم خدمتِ شما که امروز در کانادا Victoria Day هست و تعطیل. بدین دلیل که ملکه ویکتوریا 24 می دنیا اومده. و اینا اولین دوشنبه ی قب

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:58

همیشه و در همه حال خودتون باشین. اگه احساسی رو بروز میدین، همون احساسی باشه که واقعا دارین. اینطوری بعدش هرچی بشه، مجبور نیستین پای احساسی وایسین که مال خودتون نیست. مجبور نیستین بابت پیامد های احساسی

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:58

ایتن کانادییه و دکترا میخونه. قدیمی ترین دانشجوی استادمونه و خفن ترینمون. و تنها کسی که همیشه تو دفتره. ایتن مصداق بارز اون دانشجو خارجیاست که درموردشون میشنویم. با استاد راحتن، جلسه ها رو با تی شرت م

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:58

البته که من بهترین خوانندگان وب فارسی رو دارم و همه تون رده سنی -14 رو تو نوشته هاتون لحاظ می کنین؛ اما بذارین یه دقه چراغا رو خاموش کنم و با هم روراست باشیم. آیا شما هم از وقتی که مسائل جنسی رو یاد گ

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:58

Colter: Tell me everything is goa be OK.

Christina: Everything is goa be OK.

The movie:



برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:58

آدم دیگه از دلتنگی واسه مادرشم باید کوتاه بیاد؟ آدم باید دلتنگیش واسه مادرشم اثبات کنه؟ آدم باید سر سهمیه دلتنگیش چونه بزنه سباستین؟

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:58

آ بی مثبت گروه خونی ایه که از همه ی همه میتونه خون بگیره، اما به هیچ کسِ هیچکس جز خودش نمیتونه خون بده.

تو زندگیتون از آدمای آ بی مثبت دوری کنین. آدمایی که فقط بلدن بگیرن، نوبت به دادن که میرسه دستاشونو میگیرن هوا که «من سختمه، من نمیتونم، من شرایطش رو ندارم، من اونجور آدمی نیستم، من خوشم نمیاد، چرا من بدم اصلا؟».

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:58

حقیقت این است که دیگر دلش را ندارم اینجا بنویسم. من حرف های نگفتنی ام را میاوردم اینجا. غصه های توی دلم را. بغض های توی گلویم را. شادی های یواشکی ام را. نوشتن توی وبلاگ و خواندن کامنت هایش برای من،

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:58

هزار و چهارصد و شصت و یک روز پیش اگر کسی به من میگفت هزار و چهارصد و شصت و یک روز هوایی را نفس می کشی که مادر جان بهارت دیگر تویش نفس نمی کشد، و نخواهی مرد، می خندیدم و فکر می کردم «چه غلط های اضافه».

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:58

صفحه بندی